نشانه های افسردگی

1 ـ خلق افسرده : فرد اغلب اظهار می کند که دوست دارد گریه کند اما نمی تواند .

2 ـ نبود لذت یا علاقه : فقدان ونبود انگیزه باعث می شودکه تمامی فعالیت های فرد افسرده من جمله مواظبت از فرزندان، گردش کار و تمایلات جنسی دستخوش کاهش شدید شوند.

3 ـ اختلال در اشتها : اغلب افراد افسرده اشتهای کمی دارند و وزنشان کاهش می یابد ( پولیوی ، هومن 1976)

4 ـ آشفتگی خواب : یکی از ویژگیهای مهم افراد افسرده بی خوابی شدید است که خیلی زود بیدار می شوند و قادر به خواب نیستند ( جامی آبادی 1383 ص 27)

5 ـ کندی یا برانگیختگی روانی حرکتی : معمولاً افسردگی را می توان سریعاً از طریق رفتارهای حرکتی و بدنی تشخیص داد که فرد مغلوب خستگی شدید شده و فعالیت دلخواهانه کمی از خود بروز می دهد بدن جمع و در هم کشیده است حرکات آهسته و کند است و صحبت ها آهسته و بی دوامند.

6 ـ نمود انرژی : که سطح انرژی بیماری کاهش می یابد و همواره خسته و فرسوده است .

7 ـ احساس گناه و بی ارزشی : فرد نسبت به خود و زندگی بی علاقه است و کمبود و نارسایی ها را در زمینه هوشی و جذابیت بدنی و سلامتی به خود نسبت می دهد و اغلب بی ارزشی همراه با احساس گناه شدید است و فرد شکستهای گذشته خود را بزرگ می کند و هر نوع نقصی را به خود نسبت می دهد.

8 ـ مشکلات تفکر : در افراد افسرده جریانهای فکری نیز مانند جریانهای بدنی معمولاً کاهش حاصل می کنند و تمایل به تردید و دود دلی دارند غالباً مشکلاتی در تفکر و تمرکز یاد آوری نشان می دهند.

دوره افسردگی خفیف :خلق افسرده، از دست دادن علاقه و احساس لذت. افزایش خستگی پذیری معمولاً علایم معمولی افسردگی است. حداقل کل دوره باید دو هفته باشد و فرد مبتلا به دوره افسردگی خفیف معمولاً بروز علایم ناراحتی ایجاد می کند، ارائه کارهای روزمره و فعالیت های اجتماعی دشوار است اما بطور کامل از کار باز نمی ایستد.

دوره افسردگی معتدل :حداقل طول مدت دوره اختلال دو هفته است، حداقل دوعلامت از افسردگی خفیف را باید داشته باشد، فردی که به افسردگی نسبتاً شدیدی دچار است برای ارائه وظایف اجتماعی و شغلی خود یا حتی کارهای شخصی با دشواری زیادی رو به رو است.

دوره افسردگی شدید : سه علامت شایع در افسردگی خفیف و معتدل را باید داشته باشد، علاوه بر آن چهار علامت دیگر که شدت آنها شدید باشد، دوره افسردگی معمولاً 2 هفته باید باشد، در طول دوره افسردگی شدید شخص به احتمال زیاد به جز مواردی قادر به ادامه فعالیت شغلی و اجتماعی و شخصی خویش نمی باشد.

پارانویا


که شامل اعمال و رفتاری از سوء ظن حس اینکه کسی افکار شخصی را کنترل می کند یا گزند و آسیب که به شخصی خواهد رسید. بدگمانی مخصوصاً نسبت به همسر و شریک جنسی و دوستان آشنایان که همه بر سر او قصد توطئه دارند مشخص
می شود. سئوالات یان بعد شخصیتی عبارتند از : حس کنترل افکار، انتشار افکار ، عقاید ناخوشایند که رهایی ندارند، صدایی در گوش که دیگران قادر به شنیدن آن نیستند و ... مشخص می شود که در
ICD-70 با خصوصیات ذیل مشخص می شود.

الف ) حساسیت شدید به موانع و ناکامی ها ب ) میل به کینه ورزی مداوم و عدم گذشت از توهین و گزند و تحقیر ج ) سوء ظن و سوء تعبیر از اعمال دوستانه و
 بی طرفانه و احساس حقانیت بر خلاف واقع و میل به خود ستانی که به صورت خود مرجعی جلوه می کند.

همچنین ترسهای ناگهانی، احساس وحشت، بیم و نگرانی نسبت به آینده و برخی
جنبه های جسمانی را در بر می گیرد. سئوالات این بعد در آزمون مواردی مثل تپش قلب، احساس ترس زیاد داشتن و احساس بی قراری داشتن، تصورات و افکار ترسناک در ذهن را در بر می گیرد.

وسواس[1]

علایم این ملاک بر افکار تکانه ها و اعمالی است که خود فرد آنها را به ناچار به
 گونه ای غیر قابل مقاومت تجربه نموده و ماهیتی بیگانه با خود دارند. علاوه به اینها رفتارها و تجاربی که نشان دهنده نوعی باریک بینی در افراد است در این بعد آورده شده .

علایم این بعد ازآزمون شامل بی دقتی در کارها، اشکال در تمرکز حواس، احساس گیر افتادن در کارها، اجبار به آهسته انجام دادن کارها، اجبار به بررسی مکرر کارها و ... است در ICD-10 خصومت اصلی این اختلال افکار وسواسی عود کننده یا اعمال اجباری است و افکار وسواسی عقاید، تصورات و تکانه هایی هستندکه به طور مکرر به شکلی کلیشه ای به ذهن بیمار خطور می کند این افکار پیوسته موجب پریشانی بیمار می شوند و از دید بیمار بی معنی و احمقانه، جابرانه و ناپسند هستند.

افسردگی[2]

در افسردگی فرد از خلق افسرده و فقدان احساس لذت و علاقه، کاهش انرژی و کاهش فعالیت و خستگی مفرط در رنج است. علت شیوع افسردگی در مردان از دست دادن شغل است. شغل بیانگر ارزش شخص در نظر خودش است یک علت شایع افسردگی در زنان از دست دادن همسر است مسئله تنها از دست دادن شخصی مورد علاقه نیست بلکه منبع اصلی ارزش وی است زیرا موقعیت اجتماعی زن مبتنی بر نقش شوهر است علاوه بر آن با از دست رفتن نان آور خانواده امر و معاش زنان دچار مخاطره می شود. میزان شیوع افسردگی در ایالات متحده در حدود 1 درصد تا 2 درصد در مردان 3 تا 6/4 درصد در زنان گزارش شده است ( و دیگران 1984) خطر این اختلال در طول زندگی یعنی درصد کسانی که در بعضی مراحل زندگی خود افسردگی شدید را تجربه کرده اند و در مردان 8 تا 12 درصد در زنان 20 تا 29 درصد گزارش شده است ( بوید ویسمن 1981) در بین کسانی که در بیمارستانهای روانی بستری شده اند بیشترین فراوانی مربوط به اسکیزوفرنی و پس از آن افسردگی است اما در مرکز بالینی خارج از بیمارستان، بیماران افسرده بیشترین درصد را شامل می شوند بنحوی که تخمین زده شد که 1/3 درصد کل بیماران روانی را تشکیل می دهند ( وودراف و دیگران 1975) بعضی از افراد بیشتر از دیگران مستعد ابتلا به افسردگی هستند. شیوع افسردگی شدید در طبقات اجتماعی اقتصادی پائین به نحوی بی تناسب بالاتر از طبقات اجتماعی اقتصادی بالا است همچنین شیوع افسردگی در زنان 2 برابر مردان گزارش شده است.

متخصصان بالینی معتمد هستند که افسردگی در افراد میان سال نوجوان و کودکان و حتی خردسالان به طور یکسان شایع است هر چند نشانه های مزمنی در گروههای مختلف نسبی متفاوت است. در خردسالان افسرده بارزترین نشانه های مزمن نخوردن غذا است در کودکان بزرگتر ممکن است افسردگی در آغاز بصورت بی حسی عاطفی ظاهر گردد و به طور متناوب به صورت اضطراب جدایی شدید جلوه گر شودکه در آن کودک دیوانه وار به والدین می چسبد از ترک آنها برای مدت طولانی و رفتن به مدرسه امتناع می ورزد و در ترس و وحشت شدید از دست دادن والدین به سر
می برد.



[1] - Compulsive

[2] - depressive

روان پریشی

در ICD-10 سازمان بهداشت روان پریشی اینطور تعریف شده که فرصتهای مربوط به مکانیزم روان پریشی نیست بلکه صرفاً نشانگر وجود توهمات، هذیانها و یا معدودی ا زناهنجاریهای رفتاری متعددی نظیر برانگیختگی کلی و فزونکاری، کندی روانی حرکتی محسوس و رفتار کاتا تونیایی است و سئوالات مربوط به روان پریشی در این آزمون عبارتند از حالت گوشه گیرانه وانزوا و نحوه زندگی استروئیدی تا علایم اسکیزوفرنی مانند هذیان و انتشار فکر می گردد و احساس عدم صمیمیت با دیگران، شنیدن صداهایی که دیگران قادر به شنیدن نیستند، اعتقاد به داشتن بیماری فکری و روحی، احساس تنهایی نمودن و حتی زمانی که با دیگران هستند و ... می باشد.

اضطراب [1]

این بعد علایمی مانند عصبی بودن، احساس فشار و لرزش در اندام بدن

حساسیت بین فردی

 این بعد به احساس عدم کفایت و حقارت فرد بالاخص در مقایسه با دیگران تأکید دارد، دست کم گرفتن خود، احساس عدم آرامش، راحت نبودن و ناراحتی محسوس در جریان ارتباط با دیگران ازتظاهرات مخصوص این بعد است. سئوالات مربوط به این بعد در آزمون در برگیرنده مواردی از قبیل حساسیت و زودرنجی ، احساس خجالت در مقابل دیگران، احساس حقارت و احساس درک نشدن توسط دیگران می باشد.


فوبیا[2]

علایمی همچون ترس شدید نسبت به یک فرد، مکان، شیء بخصوص یا موقعیتی که ویژگی آن غیرمنطقی بودن و عدم تناسب با محرک آن ترس بوده و منجر به رفتارهایی اجتنابی یا فرار از آن محرک باشد که در فرد فوبی دیده می شود. در این آزمون مواردی همچون احساس ترس از مکانهای باز و شلوغ و ... در این بعد گنجانده می شونددرICD-10 اختلال اضطراب هراس یا فوبیا اینطور تعریف شده که اضطراب در برخی موقعیتهای خاصی و در برابر اشیاء معین در حالی که معمولاً خطرناک نیستند عارض می شود در نتیجه فرد از آنها اجتناب می کند و یا با اضطراب آنها را تحمل می کند و نگرانی بیمار بر احساس ضعف و نداشتن کنترل و ضربان قلب متمرکز می شود.



[1] - anxiety

[2] - phobia

افسردگی

علایم این بعد منعکس کننده طیف وسیعی از نشانه های بالینی افسردگی است که شامل خلق و خوی افسرده، بی علاقگی نسبت به لذت زندگی، احساس نا امیدی و افکار خودکشی ودرماندگی می باشد. سئوالات مربوط به افسردگی در این آزمون مواردی از قبیل احساس تنهایی، احساس غمگینی نگران بیش از حد درباره چیزی یا  شخصی و احساس کاهش انرژی و ... را در بر می گیرد. از طبقه بندی اختلالات روانی و رفتاری سازمان بهداشت جهانیICD-10 افسردگی اینطور تعریف شده که فرد از افسردگی فقدان لذت و علاقه کاهش انرژی که منجر به خستگی مفرط و کاهش فعالیت می شود رنج می برد. خستگی شدید بعد از یک فعالیت کوتاه نیز شایع است و سایر علایم عبارتند از الف ) کاهش تمرکز و توجه ب ) کاهش عزت نفس ج ) احساس گناه و بی انرژی د ) نگرش بدبینانه نسبت به آینده ، عقاید یا اعمال آسیب رساندن به خود یا فکر خودکشی و ) اختلال در خواب و کاهش اشتها.

خود بیمارانگاری[1]

در این بعد از ناراحتی ها ناشی از ادراک عملکرد ناسالم بدن است این اشکال در کارکرد سیستم عصبی خودکار و اجزاء تشکیل دهنده آن ظاهر شده و درنتیجه به صورت شکایتی از عملکرد سیستم قلبی عروقی و گوارشی و تنفسی تظاهر می کند. سئوالات مربوط به این بعد در آزمون ، مواردی همچون : سردرد داشتن، احساس درد در ناحیه قلب، کمردرد و احساس مور مور شدن، احساس ضعف و ... را شامل
می شود.

در ICD-10 مشخصه اصلی این بیماری این است که بیماران دائماً فکر می کنندکه به یک اختلال جسمی و پیشرونده شدید و یا چندین نوع از این اختلالها مبتلا هستند آنان شکایات جسمانی و اشتغال ذهنی دایمی به وضعیت جسمی خود نشان می دهند و این نشانه های جسمانی از سوی بیمار غیر طبیعی و پریشان کننده تفسیر می شود.



[1] - hypochondria

دیدگاه اجتماعی ـ فرهنگی دیدگاه خانواده

طرفداران دیدگاه خانواده علت بابهنجاری را آشفتگی های موجود در الگوهای تعامل و روابطی که بین اعضای خانواده برقرار است می دانند. در محدوده دیدگاه خانواده چهار رویکرد عمده وجود دارد:

بین نسلی، ساختاری، راهبردی و تجربه ای. جی هیلی رویکرد راهبردی را مطرح کرد که به موجب آن روی حلکردن مشکلات خانواده تأکید میشود و در این راستا روابط قدرت در خانواده مورد توجه خاص قرار می گیرد. در محدوده رویکرد تجربه ای، نظریه پردازان چون کارل ویتاکر، روی فرآیندهای ناهشیار و هیجانی خانواده ها تأکید میکند. رفتار کژکار از اختلال دررشد شخصی حاصل می شود. نظریه پردازان خانواده به شناخت و درمان افراد مبتلا به انواع اختلالها کمک شایانی کرده اند. به عنوان مثال فرد مبتلا به اسکیزورنی در خانواده ای که اعضای آن عیب جو، متغاصم و ازلحاظ عاطفی هم خیلی درگیر هستند به احتمال بیشتری دچار نشانه های این اختلال خواهند شد. بی توجهی و بدرفتاری نیز عوامل مهمی هستند که آسیب پذیری نسبت به اختلال روانی را افزایش می دهند.

علاوه بر خصوصیات شخصی مانند جنسیت یا طبقه اجتماعی ، همه ما بطور نامطلوبی تحت تأثیر نیروهای اجتماعی کلی هم قرار داریم . برای مثال تئودور میلون (1998) معتقد است که در جامعه غرب ارزشهای اجتماعی بی ثبات به افزایش این اختلالها کمک کرده اند. به اعتقاد او بی ثباتی اجتماعی و فقدان هنجارهای اجتماعی روشن به خانه راه پیدا می کنند و باعث می شوند کودکان احساس کنند که زندگی غیر قابل پیش بینی است و بعداً در زندیگ خود نسبت به ایجاد اختلالهای روانی مستعدتر می شوند اختلالهای روانی می توانند در نتیجه رویدادهای تاریخی ویرانگر مانند سختیهای انقلاب سیاهی، آشوب، بلایای طبیعی، یا فقر ناشی از رکود اقتصادی هم ایجاد شوند . متخصصان بالینی به افراد مبتلا به ناراحتیهای که توسط عوامل اجتماعی ـ فرهنگی ایجاد یا تشدید شده اند چگونه کمک می کنند؟ خانواده درمانی یکی از روشهاست به اینصورت که در جریان خانواده درمانی اعضای خانواده تشویق می شوند. روشهای جدید برقراری رابطه با یکدیگر و فکر کردن به مشکلاتشان را امتحان کنند.

گورمن ( 2001) تفاوتهای موجود بین درمانگرانی که در خانواده درمانی یا زوج درمانی تخصص دارند با متخصصانی که به درمان فردی می پردازند مشخص کرده است. خانواده درمانگران و زوج درمانگران به جای تمرکز دادن بر مشکلات یا مسائل فرد به درمانجویان کمک می کنند هدفهای درمان را با در نظر گرفتن الگوهای ارتباطی تعریف کنند که مشکل یا نشانه خاصی را نگهداشته اند. یک روش دیگر گروه درمانی است . خیلی از افراد آشفته وقتی که تجربیات و سرگذشتهای خود رابا کسانی در میان می گذارند که شبیه آنها هستند تغییر می کنند به نظر برخی از متخصصان بالینی گنجاندن گروه درمانی در درمان افراد مبتلا به اختلالهای خود روان بسیار با ارزش است.

بیمار روانی : زمانی که در رفتار و فکر و میزان کاریابی و شناخت فرد در اثر نقص در عملکرد و شخصیت فرد اختلال ایجاد می شود شخص بیمار روانی اطلاق می گردد.