اسکیزوفرنی و علایم شاخص آن

بر حسب آماری که در آمریکا گرفته شد شیوع اسکیزوفرنی بیشتر از تمام بیماریهای روانی بوده است که طی یکسال در بیمارستان پذیرفته شده اند و تعداد آنها بیشتر از تعداد نصف بیمارانی است که در بیمارستان بستری شده اند. اسکیزوفرنی اغلب در دوره جوانی شروع می شود و به مدت طولانی ادامه می یابد در سال 1383 که پین اصطلاح دمانسی پریکاکسی را پیشنهاد کرد او این اصطلاح را به این دلیل به کار برد که معتقد بود این بیماری در دوره جوانی شروع می شود و علامت بارز آن اختلال روز افزون افکار بیمار است بلویر پیشنهاد کرد به جای دمانسی پریکاکسی از اسکیزوفرنی ناستفاده شود. اسکیزوفرنی به معنی شکاف روان است یعنی جدایی قابل محسوس شخصیت از واقعیت زندگی به طور کلی اسکیزوفرنی با اختلال اساسی در تفکر، ادراک و عاطفه نامناسب و یا افت عاطفی مشخص می شود و معمولاًتوانایی ذهنی ضعیف نشده و تیرگی شعور عارض نگردیده است اما با گذشت زمان نقص های شناختی پدیدار می شوند علایم شاخص این بیماری عبارتند از :

1 ـ هذیان

2 ـ توهم

3 ـ گفتار آشفته مانند خارج شدن مکرر از خطر فکری یا گسسته گویی

4 ـ رفتار به شدت آشفته یا کاتاتونیابی

5 ـ نشانه های منفی یعین بی تفاوتی عاطفی، فقر گفتار یا فقدان اراده

6 ـ مسخ شخصیت و مسخ واقعیت

درضمن شایان ذکر است که این نشانه ها باید حداقل به مدت 6 ماه دوام یابند.

هذیان و یا اختلافات در فکر

داشتن افکار و اندیشه های نادرستی که به رغم وجود شواهدی حاکی از نادرست بودنشان فرد آنها را باور داشته و به درست بودن آنها اصرار می ورزند مثلاً فکر
می کنند که پادشاه است در حالی که از فقر و بیچارگی رنج می برند.

ب : توهم اختلال در ادراک[1]

توهم یعنی تجارب حسی یا ادراکی که هیچ منبع خارجی واقعی ندارد مثل شنیدن صدای شیطان که به فرد دستور کشتن شخص را می دهند.


ج: اختلال در هیجان ( احساس وحشت )

فقدان کنترل شخصی روی افکار خود ناتوانی در انتخاب افکار مناسب و انصراف از فکر کردن درباره چیزی که فکرش روی آن تثبیت شده عامل مهمی در ظهور عاطفی که به صورت اضطراب شدید با احساس رعب و وحشت جلوه گر می شود.

د ) کناره گیری از واقعیت

شخص مبتلا به سیکوز از واقعیت کنار رفته و به دنیای خیالی و خصوصی خود پناه می برد.

ه ) اختلال در تکلم

افراد سیکوتیک دارای ویژگی خاصی در تکلم هستند مثلاً در پاسخ به سئوالات مطالب بی ربط می گویند یا درجملات خود جای کلمات را به طرز نامناسبی عوض می کنند و در موارد پیشرفته فهم کلمات آنها مشکل است.

و ) رفتار عجیب و غریب

 بیمار ممکن است حرکات، ژست ها، عادات و تظاهرات عجیبی آشکار سازد و یا در گوشه ای بدون ابراز حالات عاطفی و هیجانی بنشیند و به نقطه ای خیره شود.

اختلالات روان پریشی عضوی را معمولاً به سه گروه تقسیم می کنند:

گروه اول اختلال روانی حاد هستند. یادلیریوم روان آشفتگی که مهمترین خصوصیات بالینی آن اختلال در هوشیاری است اختلال عملی منفرد بر این گروه منتشر بوده، اغلب با علت اولیه خارج مغزی مانند نارسایی تنفس مربوط می باشد. گروه دوم اختلال روانی مزمن یا منتشر دما زوال عقلی است که خصوصیات بالینی آن اختلال انتشار قوای ذهنی است اما تغییرات خلق و خوی و رفتار نیز مشاهده می شود. اختلال عملی منفرد در این حالت منتشر است وبه شکل اختلال خاص حافظه درک یا خلق در می آید این اختلال ممکن است به صورت تغییر شخصیت یا شکل اسکیزوفرنی مانند به خود بگیرد در بعضی موارد ضایعات مغزی هم یافت می شود.

پارانوئید

این بیماران از این می ترسند که بیماران قصد آسیب رساندن به آنها را داشته باشند و یا بسیج شده اند که به آنها صدمه بزنند ممکن است نشانه های محیطی را سوء تعبیر کنند و به حدی که هر رویداد خنثی را نیز توطئه ای احساس نمایند استفاده کننده طفره زن شکاک است غالباً آنها را داد خواه و شکوه گر می نامند چون دیگران را به خاطر هر رویدادی در محیط خود سرزنش می کنند و بی نهایت بی اعتماد هستند.

ملاکهای تشخیص

الف) بی اعتماد و سوء ظن فراگیر نسبت به دیگران به طروی که انگیزه های آنها پلید و مغرضانه تعبیر می شود این اختلال اوایل بزرگ سالی آغاز شده و با چهار مورد یا بیشتر از موارد ذیل همراه است.

1 ـ سوء ظن شدید و بدون پایه کافی مبنی بر اینکه دیگران او را استثمار کرده اند یا فریب داده اند

2 ـ شکهای بی مورد درباره وفاداری یا صداقت دوستان

3 ـ به علت ترس بدون دلیل، بی میلی به اعتماد کردن به دیگران را ندارند .

4 ـ از گفته ها یا رویدادهای معمولی تفسیر یا معنای تهدید آمیز را استنباط می کنند .

5 ـ پیوسته کینه به دل می گیرند یعنی اشتباها، خطاها و لغزشهای دیگران را
نمی پذیرند.



[1] - NALLUCINATION

ابراز وجود سالم و مثبت

آیا زمام زندگی شما به دست دیگران است . آیا به خواست های دیگران می رقصید آیا آرزوها و خواسته هایتان را در سینه حبس می کنید یا برعکس برای رسیدن به خواسته هایتان دیگران را زیر فشار قرار می دهید. ناراحتی، سردرد و خستگی مزمن اختلالات گوارشی و پوستی وغمگینی و تنگی نفس همه می تواند ناشی از ناتوانی شما در ابراز وجود باشد به کمک ابراز وجود می توانید از این مشکلات رهایی پیدا کنید و سالمتر باشید و به عزت نفس برسید خواهید دید که از تمجید بیشتری از سوی دیگران برخوردار می شویم. قاطعانه ابراز وجود کردن به معنی پایمال کردن حقوق دیگران نیست.

روان پریشی[1]

مالرمن پیسکیوزرا چنین تعریف می کند: دسته ای از رفتارهای غیر عادی که قسمت اعظم آن شامل اصطلاح قانونی جنون می شود عبارت است از ناتوانی در مواظبت خود یا داشتن خطر برای دیگران پیسکوز یا روان پریشی شدید ترین نوع بیماریهای روانی به شمار می آید، مردم آن را دیوانگی یا جنون می دانند، عدم تعادل این بیماران روانی به حدی است که نمی توانند به طور آزاد در مسیر و بیان مردم رها شوند. اشخاص به طور کامل رابطه خود را با واقعیت قطع می کنند و غالباً دچار توهم یا ادراکات غلط هستند (پارسا 1372).

در DSMTT روان پریشی را اینطور تعریف کرده اند که روان پریشی توانایی شخص را دربرآورده کردن انتظارات عادی زندگی به شدت مختل می سازد و از لحاظ مفهومی به عنوان فقدان مرزهای خود یا اختلال شدید در واقعیت آزمایی تعریف شده اما ساده ترین تعریف روان پریشی به هذیانها یا توهم های بارز به همراه با رخداد به بینش به ماهیت بیمارگون آنها تقریباً گفته می شود.

اختلال روان پریشی

اختلالات روان پریشی را معمولاً به دو دسته تقسیم می کنند : 1 ـ روان پریشی عضوی 2 ـ روان پریشی کنشی. دوران روان پریشی عضوی عراضه مشخص جسمانی در ایجاد این اختلال نقش اساسی دارد و دستگاه عصبی مرکزی معمولاً بر اثر یادگیری به وجود می آید افراد مبتلا به انواع روان پریشی به طور قابل ملاحظه ای تماس با واقعیت را از دست داده اند سازمان شخصیت در این افراد شکل خود را از دست داده و فاقد جهت یابی زمانی، مکانی یا شخص مبتلا به موهوم و تخیلات فرضی دارای رفتارهای عجیب و غریب و واکنش های نامناسب عاطفی و بالاخره دچار اختلالات ذهنی و فکری شدید می باشد ( قلی زاده کلان 1376)

روان پریشی عضوی همانطور که گفته شد با بیماریهای تشریحی و فیزیولوژی در دستگاه عصبی مرکزی به وجود می آید که این بیماران به وسیله بیماریهای بدنی مثل ضربه مسمومیت یا  استحاله ایجاد شوند.

ویژگی اساسی دریسکوزها یا روان پریشی ها

دریسکوزها که اختلالات متعددی را شامل می شوند ادراک فرد از واقعیت دچار تحریف شده و کنش های روان شناختی وی به شدت آشفته می شوند افراد مبتلا به سیکوز ممکن است توانایی باقی ماندن در شغل و انجام دادن مسئولیت های پیچیده خانوادگی و اجتماعی را نداشته باشند .



[1] - psychosis

علل پرخاشگری

ناکامی : پذیرش وسیع این دیدگاه از نظریه ناکامی پرخاشگری جان والرد(gonn Doland) مایه می گیرد این نظریه در فرم ابتدایی خود حاکی از این است که ناکامی همیشه منجر به پرخاشگری می گردد و پرخاشگری همیشه ازناکامی ناشی می شود .

2 ـ تحریک مستقیم : بد رفتاری و اهانت کلامی دیگران غالباً عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص می شود.

3 ـ عوامل محیطی آلودگی هوا : قرار گرفتن در معرض بوهای مضر نظیر بوهایی که از کارخانه های سازنده مواد شیمیایی یا سایر مراکز صنعتی خارج می شود ممکن است موجب تحریک پذیری و پرخاشگری فرد شود.

4 ـ سرو صدا : افرادی که در معرض صداهای بلند تحریک کننده قرار می گیرد.

خشونت مستقیم تری از خود نشان می دهند

5 ـ عوامل موقعیتی ( بالا بودن سطح فیزیولوژیک )

برخی پژوهشها حاکی از آن است که تحریک شدید ناشی از علل گوناگون نظیر شرکت در فعالیتهای مسابقه ای، ورزش های سنگین و مشاهده فیلم های تحریک کننده موجب افزایش پرخاشگری می شود.

پیش بینی و کنترل پرخاشگری

1 ـ تنبیه : تنبیه گاهی به عنوان عامل بازدارنده پرخاشگری آشکار مؤثر است. تکرار و شدت چنین رفتاری غالباً با تنبیه حتی انواع علایم آن نظیر سرزنش و تنیج اجتماعی به صوری بارز کاهش می یابد تنبیه فقط تأثیری موقتی در کاهش از شدت و تکرار رفتار پرخاشگرانه دارد پس از قطع تنبیه رفتارهای پرخاشگرانه سریعاً عود می کند.

2 ـ تخلیه هیجانی : فراهم آوردن فرصتی برای افراد عصبانی اما بیانگر دست بزنند موجب کاهش تنش و تحریک آنان شده و تمایل به رفتارهای خشن و پرخاشگرانه را تضعیف می کند.

3 ـ آموزش مهارت های اجتماعی: یکی از روشهای کاستنی از تکرار رفتارهای خشونت آمیز چنین افرادی آموزش مهارت اجتماعی به آنهاست.

4 ـ درمان دارویی : لیتیوم، داروهای ضد افسردگی، آرام بخش های ضعیف، مواد ضد آندروژنی، الکتروشوک درمانی می تواند مفید باشد.

ابراز وجود

تغییر زمانی خواهد گرفت که آنچه هستید بشوید و نه آنگاه که تلاش کنید چیزی بشوید که نیستید. اساساً ابراز وجود به معنی احترام گذاشتن به خود ودیگران است ابراز وجود بر این عقیده استوار است که عقاید، باورها و افکار و احساسات ما وجود دیگران به یک اندازه اهمیت دارد و در مورد افراد دیگر نیز صادق است این به معنی آگاه بودن از نیازها و خواسته های خود است بر خلاف اعتقادات غلطی که در این مورد وجود دارد ابراز وجود به معنی بدست آوردن خواست فردی به هر قیمتی نیست ابراز وجود کردن یعنی توانایی بیان خویش به طور روشن، مستقیم و شایسته ارج نهادن به احساس و فکر خود وعزت نفس و حرمت برای خویش قائل شدن وشناخت قوت ومحدودیت خویش است به بیان دیگر شامل شناختن قدر خویشتن است با توجه به تعریف خود می توان فنون خاصی را در رابطه با آن آموخت مثل جرئت آموزی و مهارت آموزی در ارتباطات نکته مهم صداقت است بی آنکه در خصوصی افکار و احساس خود رواست نباشد غالباً وقتی با افراد دیگر صبحت می کنیم آنچه را
می خواهیم بگوییم تغییر می دهیم به گونه ای شایسته تأثیر خاصی را منتقل می کنیم که دیگران ناراحت نشوند یا بدین منظور که آنها را به آنچه می خواهیم ترغیب کنیم پسری برده نیست. اساساً بی قراری ارتباط توأم با جسارات به معنی حقیقت گویی است جسارت داشتن به معنی پذیرفتن مسئولین زندگی و انتخاب خود است یعین اینکه خودتا تصمیم بگیرید اگر عوامل بیرون را مسئول بدانید یعنی اینکه از تفسیر زندگی خود عاجز هستید.

نظریه هایی در مورد افسردگی نظریه زیست شناختی

پیش فرض این نظریه این است که علت افسردگی یا در ژن های نهفته است که از طریق وراثت از والدین به فرزندان منتقل می شود یا نارسایی عمل فیزلوژیابی ممکن است پایه ارثی یا غیر ارثی داشته باشد.

نظریه روان پویایی

نظریه های روان پویایی بر احساسات و واکنش های ناخودآگاه نسبت به موقعیتهای جدید که اساس آنها حوادث قبلی زندگی است تأکید می وزد و یک علت مهم افسردگی را اختلال در روابط اولیه کودک می دانند که ممکن است علت این اختلال فقدان واقعی والدین یا ترس خیالی درباره از دست دادن یکی از آنهاست.

نظریه یادگیری

پیش فرض نظریه یادگیری آن است که افسردگی و فقدان تقویت به هم مربوطند لوین سوهن و همکاران آنها چنین تأکید می کنند که پائین بودن مقدار واکنش های رفتاری و احساسات غمگینی یا بدبختی که با افسردگی همراه می شود مربوط است به کمی تقویت مثبت و یا زیادی تجربه های ناخوشایند.

نظریه شناختی

نظریه شناختی آردن بک: معتقد است که افراد افسرده بدین دلیل افسرده اند که در نحوه فکر کردنشان خطا می کنند یاراه مبالغه می روند طبق نظر این شناختهای ذهنی و نه سایر چیزها پیرامون شخص علت افسردگی است (بک 1967 )


نظریه بی پناهی آموخته شده

نظریه بی پناهی آموخته شده بر اهمیت نسبت دادن هایی که افراد در یک موقعیت به منظور تعیین احتمال گرفتار شدن به افسردگی به کار می روند تأکید می ورزد.(ابراسن ودیگران 1987)

بر اساس نظریه تجدید نظر شده بی پناهی آموخته شد. افسردگی به احتمال زیاد هنگامی زخمی می دهد که افراد صفتهای منفی را به عنوان حاصل تجربه و موقعیتهایی که در آن احساس بی پناهی کرده اند به خود نسبت می دهند.

خصومت ( پرخاشگری ) [1]

رفتار پرخاشگرانه در انسانها به شکل اعمال خشن نسبت به دیگران فرض می شودکه ممکن است موجب اجتناب دیگران و یا مقابله به مثل بسیاری از آنان گردد پرخاشگر تلویحاً به قصر آسیب رساندن یا به نوعی آزار دادن فردی دیگر صورت می گیرد. خشونت زمانی رخ می دهد که تعادل بین تکانه ها و کنترل درونی در هم می شکند شخص ممکن است افکار یاتخیلات خشونت داشته باشد اما تا زمانی که کنترل خود را از دست ندهد افکار تبدیل به عمل نمی گردد و هر گونه شرایطی که افزایش تکانه های پرخاشگری را در زمینه کاهش کنترل فراهم نماید ممکن است به بروز خشونت منجر شود بسیاری از پژوهشگران تمام یافته ها را در این مفهوم ساده خلاصه می کنندکه بهترین وسیله پیش بینی خشونت سابقه وقوع اعمال خشن قبلی است معهذا هر وسیله پیش بینی فقط راهنمایی برای احتمال افزایش خطر خشونت است و بیماری از افراد بالقوه خشن تناسبی با هیچ یک از این عوامل پیش بینی کنند. ندارد ( کایلان : هارولد. بنیابین سادوک 1990)

پرخاشگری به عنوان غریزه

نظریه فروید: پرخاشگری به طور ساده واکنش در مقابل توقف یا ابطال تکانه های لیبرویی تلقی می شود از این دیدگاه پرخاشگر، پرخاشگری رانه جزء خودکار و نه
غیر قابل اجتناب زندگی شمرده شده است.

از دیدگاه فروید انرژی غریزه مرگ معطوف به تخریب و خاتمه دادن به زندگی است. پرخاشگری در درجه اول از تغییر جهت عزیز خود ویرانگر مرگ از خود به طرف دیگران ناشی می شود.

نظریه لورنتس : به عقیده لورنتس پرخاشگری که موبج آسیب رساندن به دیگران
می شود از غریزه جنگیدن بر می خیزد که مشترک بین انسان و سایرارگانهاست. انرژی مربوط به این غریزه بطور خود به خود با عیاری کم و بیش ثابت درارگانیسم تولید می شود احتمال پرخاشگری در نتیجه بالا رفتن میزان انرژی انبار شده  و وجود و شدت محرکهای آزار دهنده پرخاشگری افزایش می یابد و پرخاشگری غیر قابل اجتناب و گاهی حملات خود به خودی آن روی می دهد.



[1] - reyression