اینکه مس نخستین بار در کجا تولید شده است ، هنوز مشخص نیست . رومیهای قدیم معتقد بودند که مس از Cyprus ، که نام مس نیز از همین نام مشتق شده ، بدست آمده است . بسیاری از انسانهای اولیه از مس استفاده میکردند . کلدانیها ، حتی 4500 سال قبل از میلاد مسیح نیز با هنر مس کاری آشنائی داشتند . مصریها ، مس معدنهای Cyprous را استخراج میکردند و مصرف مس از مصر به اروپا گسترش پیدا کرد . در امریکا ، مس بوسیله ، مردمان اتازونی سابق ( پیش از کریستف کلمب ) و بوسیله هندیها خیلی پیش از ورود اروپائیها مصرف میشد . مس طبیعی روی قشر زمین به آسانی پیدا میشد که بدون شک بوسیله یخچالهای طبیعی بر روی زمین پخش شده بود . احتمال اینکه هندیها مس طبیعی را استخراج کرده باشند مشکوک بنظر میرسد ، ولی باحتمال زیاد کلمبیائیها این کار را انجام داده اند .
مس در آغاز برای جواهر آلات زینتی مصرف میشد که بعداً برای ابزار و اسلحه ها نیز بکار رفت . کشف اثر سخت شوندگی قلع ترکیب شده با مس برای تهیه برنز موجب توسعه وسایل جنگی شد . این که کجا ، کی ، و چگونه برنج کشف شد معلوم نیست ، ولی در روشهای قدیمی از احیاء مستقیم مخلوط مس ، یا برخی از سنگ معدنهای آن ، وکالامین یا سنگ توتیا ( کربنات روی ) بدست می آوردند . تنها در سال 1781 بود که امرسون روش ذوب مستقیم فلزات را کشف کرد و یک آلیاژ مس - روی بدست آورد که به آن برنج می گوئیم . در امریکا ، نخستین نورد ورقه برنجی در Connecticut Watcrbury ، انجام شد و تاکنون Connecticut مقام خود را بعنوان مرکز ساخت برنج امریکائی حفظ کرده است . مس اغلب بعنوان یک عنصر آلیاژ دهنده برای فلزات قیمتی مصرف میشود . قسمت عمده طلا و نقره بازار با مس آلیاژ میشوند . همچنین برای بهبود مقاومت خوردگی مس نیز به بعضی فولادها اضافه میشود . وقتی مس به آلومینیوم افزوده میشود ، یک آلیاژ قابل پیرسختی حاصل میگردد . بابیت ها ( آلیاژهای پرقلع ، پر سرب ) غالباً مس دارند .
هنرهای وابسته به معماری که در کرمان قدمتی بسیار طولانی دارد، بصورت خرده کاشی لعابدار همراه با آجرکاری نمونه های بسیار خوبی از دوران سلجوقی، تیموری و آل مظفر در کرمان موجود است از جمله مقبره خواجه اتابک ( متعلق به دوران سلجوقی ) مسجد جامع و مسجد پامنار. قدیمی ترین نمونه کاشی معرق کرمان در «قبه سبز» واقع در «محله خواجه خضر» است. دکتر پیر نیا عقیده داشتند این کاشی قدیمی ترین نمونه کاشی معرق ایران است و متعلق به دوران قراختاییان ( قبل از دوران تیموری ) است. اما با توجه به پختگی و تکامل کاشی موجود به نظر نمی رسد این کاشی اولین کاشی معرق ایران باشد، احتمالاً زمینة طولانی تری دارد و تجربیات قبلی ای در این زمینه شده است.
قدیمی ترین نمونه گچبری مربوط به دوران سلجوقی در مسجد ملک موجود است. محراب این مسجد دارای گچبریهای بسیار زیبا و بی نظیر است. گچبریهای آرامگاه خواجه اتابک نیز به صورت کتیبه و به خط ثلث و کوفی از دوران سلجوقی باقی است.
قطعات گچبری به همراه آجرتراشی از دوران صفویه و قاجاریه در مجموعه گنجعلیخان موجود است.
کرمان هم اکنون نیز از هنرمندان خبره ای در
این زمینه برخوردار است که عدة زیادی از آنها در حال مرمت و احیاء بناهای قدیم
هستند و در پروژه های حفظ و احیاء میراث فرهنگی همکاری دارند. از جمله کارهای این
گروه، مرمت کاشیکاری، گچبری، مقرنس، آجرکاری و کاربندی مجموعه گنجعلیخان ( حمام،
کاروانسرا و ... )، بنای شاه نعمت الله ولی، مسجد پامنار، بادگیر حاج آقاعلی،
مجموعه ابراهیم خان، مسجد جامع، مسجد ملک، تکیه مدیر الملک، موزه سکه، سر در
مشتاقیه، سر در مدرسه معصومیه، گنبد جبلیه و ... است.
علاوه بر کارگاه میراث فرهنگی، کارگاه کاشی تراشی «کاشی تراش» به تولید کاشی های
معرق، معقلی و مقرنس کاشیکاری می پردازد.
شرکت صنایع کاشی اصفهان در سال 1353 در زمینی به وسعت 280,000 متر مربع در کیلومتر 18 جاده اصفهان - نجف آباد برای تولید انواع کاشی دیواری با ظرفیت سالانه 3 میلیون متر مربع تاسیس گردید
واحد 2 کارخانه نیز در سال 1368 باظرفیت 3 میلیون متر مربع در سال گشایش یافت . با انگیزه افزایش توان تولید در پاسخ به بازارهای داخل و خارج کشور طرح توسعه و ایجاد واحد 3 و نیز بهینه سازی واحدهای 1و2 با هدف ارتقاء کیفیت و افزایش کاریایی در دستور کار قرار گرفت که با نصب ماشین آلات و تجهیزات پیشرفته و مدرن روز, کار بهره برداری از ماشین آلات در اوایل سال 1381 شروع شد
حجم تولید اینک به بیش از 9 میلیون متر در سال افزایش یافته و امکان ساخت کاشی در تمام ابعاد با کیفیت برتر فراهم گردیده است
پشم و مو و هر الیاف دامی از همان آغاز در ریسندگی و بافندگی جای خاصی یافت . در مناطقی نظیر مصر و بین النهرین به دلیل هوای گرم و رطوبی، کتان و پنبه کاربرد بیشتری داشت و قطعاتی از بافته های این الیاف در مقایر مربوط به امرا و شاهزادگان سلسله های حکومتی مصر دیده می شود که قدمت آنها بعضاً به 6000-7000 سال پیش می رسید . برخی از یافته های به دست آمده از مصر سپس آناتولی و بین النهرین که قدمت آنها به عصر نوسنگی ، از هزاره ششم قبل از میلاد، می رسد.
پارچه هایی است که بافت ساده با نخ های ظریف ریسیده شده بعضاً رنگ شده دارد و رنگ های به کار رفته عموماً رنگ های گیاهی است .
در برخی از نقاط اطراف دریای مدیترانه که احتمالاً مسکونی بوده آثاری از تور، طناب، نمد ونخ های تابیده پرزدار عمدتاً کتانی با رنگ آبی رنگ شده یافت شده است . قطعه ای از پارچه ای ضخیم مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد در دست است که احتمالاً متعلق به چادری مقدس(معبد) بوده و زردرنگ است . در منطقه ای که این پارچه یافت شده(در سواحل مصر) مقادیری پارچه کتانی و بافته های دیگر به دست آمده است که نشان از تجاری بودن منطقه دارد.
همان طور که گفته شد وجود چرخه های ریسندگی در منطقه ایلام ، در غرب ایران متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد از وجود بافندگی و برخی تولیدات به آن خبر می دهد با فترتی در حدود دو هزار سال قبل در این منطقه پدید آمد. آثار نساجی و بافت پارچه را در مناطق زیر نفوذ سومری ها و آشوری ها و به خصوص بافت پارچه های رنگین را در بابل می توان پی گرفت . کشف میله ای مسی که نوعی ابزار ریسندگی است در تپه حصار دامغان .از تداوم ریسندگی و بافندگی در ایران در هزاره دوم پیش از میلاد خبر می دهد با تجدید حیات فرهنگ اقوام قومی ایرانی و افزایش اقتدار مادها و اینکه آنان اقوامی گله دار و دامدار بوده اند می توان استفاده از پشم و الیاف دامی را درآن دوره به خوبی توجیه کرد .اسناد و مدارک بعدی حاکی از آن است که امرا و حکام ماد به موازات کسب اقتدار و افزایش تجملات و شکوه دربارهای خویش استفاده از لباس ها پارچه های گران بها و زینتی را نیز افزایش دادند به شکل تزئینات لباس های دربار ماد چه در همان زمان و چه در حکومت های بعدی از جمله پارسها توجه و ازآنها تقلید می شده است.
قدیمترین فرش دستبافت ایرانی در سال 1949 در دومین مرحله کاوشهای باستان شناس روسی، رودنکو در منطقه پازیریک کشف و به نام فرش پازیریک نامیده شد.
رودنکو
در کتابی که به مناسبت این اکتشافات در سال 1953 در روسیه منتشر کرد، درباره فرش
مکشوفه توضیحات مفصلی نگاشت و آن را صراحتا کار ایران و قدیمی ترین فرش ایرانی در
دنیا بیان نمود. او نوشت: "بدون اینکه بتوانیم به طور حتم بگوییم این فرش کار
کدامیک از سرزمین های ماد-پارت(خراسان قدیم)
یا پارس است، تاریخ فرش مذکور و پارچه هایی که در پازیریک کشف شد قرن پنجم و یا
اوایل قرن چهارم پیش از میلاد تشخیص داده می شود." سپس او اضافه می کند:
"تاریخ این قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسبهای
جنگی که به جای زین قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات
آشوریها می باشد اما در روی فرش پازیریک ریزه کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم
اسبها ، در نقوش برجسته تخت جمشید نیز دیده می شود."
در زمان تسلط مغولها (قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی) قالی بافی به سطح بسیار
رفیعی از زیبایی وتکنیک رسید. شکوفایی این صنعت شاید با حکومت غازان خان
(1307-1295 میلادی) مصادف بود.
اما اوج قالی کلاسیک ایرانی را که از آن با رنسانس قالی ایران یاد می شود زمان سلاطین صفوی (1722-1499 میلادی) به ویژه زمان حاکمیت شاه طهماسب اول (1587-1524 میلادی) و شاه عباس کبیر(1629-1587 میلادی) ثبت کرده اند. از این دوران حدود 3000 تخته فرش به یادگار مانده که درموزه های بزرگ دنیا و یا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.
در این دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبریز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، یزد ، استرآباد ، هرات و ایالات شمالی نظیر شیروان ، قره باغ و گیلان وجود داشتند توسعه و رونق بیشتری گرفتند.
در
همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپایه طرحهای خلاصه شده و ترکیبی ترنج در وسط
قالی و لچکها را در آن وارد کردند. یعنی همان طرحی که قبلا به زیباترین وضعی در
قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.
با اشغال کشور بوسیله افغانها (1722-1721 میلادی) این صنعت و هنر رو به
انحطاط گذاشت.